رسواترين عاشق
 
4 آبان ... 
4 آبان

ميلاد 3 عزيز

پدرم

نابخشوده

اعلی حضرت شاهنشاه آريامهر

گرامی باد.

پ.ن : ببخشيد دير شد, مشغله ی کاری داشتم !!!


|Download 4 آبان ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 6/8/1387 و ساعت 10:37:44

پاييز ... 
پاييز با برگ های زرد آمد.

تا يادم باشد ديگر هيچ وقت برايت از دلتنگی هايم نگويم ...


پ.ن : برگ از درخت سير ميشه، پاييز بهانست


|Download پاييز ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 7/7/1387 و ساعت 01:46:53

با تو ... 
با تو اين تن شکسته
داره کم کم جون ميگيره
آخرين ذرات موندن
توی رگ هام نميميره


با تو انگار تو بهشتم
با تو پر سعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم
عاشق شهامتم من


اگه رو حصير بشينم
اگه هيچ نداشته باشم
با تو من مالک دنيام
با تو در نهايتم من


با تو انگار تو بهشتم
با تو پر سعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم
عاشق شهامتم من

با تو شاه ماهی دريام
بی تو مرگ موج تو ساحل
با تو شکل يک حماسه
بی تو يک کلام باطل

بی تو من هيچی نميخوام
از اين عمری که دو روزه
نرو تا غم واسه قلبم
پيرهن عزا بدوزه

با تو انگار تو بهشتم
با تو پر سعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم
عاشق شهامتم من


|Download با تو ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 3/7/1387 و ساعت 00:18:41

دل خوشی ... 
واسه ما فرقی نداره
هر جا باشيم شب نشينيم

دل خوشيم به اينکه شايد
سحر و يه روز ببينيم ....


|Download دل خوشی ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 10/5/1387 و ساعت 11:49:23

رنگين کمون ... 
اين ترانه هم از ترانه هايی بود که دنبالش بودم و امروز تو وبلاگ دوست خوبم محمد ديدمش.

مثل يك رنگين كمون هفت رنگ
سرگذشت زندگيمون رنگ رنگ
 
اي صميمي اي قديمي هم قطار
در دل شب شبنم عشقي بكار
 
شهر شب با مردم چشمك زنش
غصه هامو ريخته توي دامنش
 
ازدحام كوچه هاي بي كسي
پر شده از يك بغل دلواپسي
 
اين منم دلواپس بود و نبود
از غم اي كاش ها چشمم كبود
 
تا به كي از آرزوهامون جدا
با تو هستم ، با تو مستم ، اي خدا
 
بغچه عشقم هميشه باز باز
جا نمازم تشنه راز و نياز
 
همزبوني ها اگه شيرينتره
همدلي از همزبوني بهتره


|Download رنگين کمون ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 31/3/1387 و ساعت 18:22:41

برگ 
مثل برگی خشک و تنها, روی شاخه موندم اينجا


ميترسم
توی چنگ وحشی باد, برم از خاطر و از ياد
بپوسم


همه ی روزای من, قصه ی بودن من
توی آينه ی دلم
مثل شب سياه و سرده, مثل ابرا رنگ درده


تو شتاب لحظه ها من, با خودم يکه و تنهام
ميدونم
تو سراب اين افق تا, سفر نهايت اينجا
ميمونم


همه ی روزای من, قصه ی بودن من
توی آينه ی دلم
مثل شب سياه و سرده, مثل ابرا رنگ درده


مثل يک غروب تنها, که ميشينه پشت ابرا
يه سکوت بی پناهم


توی اين بيهودگی ها, لحظه ها رو ميشمارم
انتظار هر نگاهم


|Download برگ|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 30/3/1387 و ساعت 01:49:13

غم خور ... 
اين منم غم خور ساکت

غم خور چشمای ماتت

اين غمه که سرزمينش

وسعت چشمات و داره ...


|Download غم خور ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 24/3/1387 و ساعت 22:00:26

آخر اين شب سياه ... 
چرا نيومدی سحر

آخر اين شب سياه


آخر قصه ی شبم ؟


|Download آخر اين شب سياه ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 8/3/1387 و ساعت 19:03:14

يه عاشقی بود که يه روز ... 
يکی بود يکی نبود
يه عاشقی بود که يه روز
بهت ميگفت دوستت داره
آخ که دوستت داره هنوز

دلم يه ديوونه شده
واست ميازاره هنوز
از دل ديوونه نترس
آخ که دوستت داره هنوز
وای که دوستت داره هنوز

شب که ميشه به عشق تو
غزل غزل صدا ميشم
ترانه خون قصه ی
تموم عاشقا ميشم


گفتی که با وفا بشم
سهم من از وفا تويی
سهم من از خودم تويی
سهم من از خدا تويی

گفتی که دلتنگی نکن
آخ مگه ميشه نازنين
حال پريشون من و
نديدی و بيا ببين

شب که ميشه به عشق تو
غزل غزل صدا ميشم
ترانه خون قصه ی
تموم عاشقا ميشم


|Download يه عاشقی بود که يه روز ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 26/2/1387 و ساعت 02:05:50

شعر شيرين ... 
گاه می انديشم
تو چرا شعر مرا
شعر شيرين مرا
به بهايی نخريدی !

تو به من خنديدی
و خيال ميکردی
شعر شيرينم را
من برای تو نگفتم !

و تو رفتی
و تو رفتی و شبم را
به سياهی, سردی
صبح کردم !

من هنوز می انديشم
تو چرا شعر مرا
شعر شيرين مرا
نشنيدی, رفتی !


|Download شعر شيرين ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 14/11/1386 و ساعت 11:28:45

غربت ... 

دل هيچکی مثل من غربت اينجا رو نداره ...


|Download غربت ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 7/11/1386 و ساعت 00:13:49

شبها ... 
شبهای درازيست که در خلوت دل بيدارم

در بزم غريبانه ای

از عشق تو

دعوت دارم


|Download شبها ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 21/10/1386 و ساعت 02:17:11

دريای مغرب ... 
در مورد داستان ترانه ی دريای مغرب سياوش چی ميدونيد ؟

پسره چند سال با دختره دوست بوده و دوستش داشته, اما هيچ وقت اين عشق رو مطرح نکرده, چون دوست نداشته دوستيشون خدشه دار بشه! تا اينکه دختره ميره و با يکی ديگه ازدواج ميکنه و پسره اين ترانه رو ميگه !!!

اگه يه روز
بگم از اين حکايت
که به تو کردم عادت
دلم پيش دلت مونده
تو زندون رفاقت

اگه يه شب
برسم به حقايق
ميشم خدای عاشق
ميگم رازمو به
ستاره ی دريای مغرب


|Download دريای مغرب ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 25/9/1386 و ساعت 20:15:04

فاجعه ... 
باز داره تکرار میشه !!!
فاجعه خرداد و تیر 84 داره تکرار میشه.
من دیگه نمیتونم, بریدم.
دیگه نمیتونم الکی بخندم تا دیگری روحیه بگیره.
تازه این جهنم عذابش کم شده بود.
هنوز پس لرزه های رفتن اون دو تا داره این خونه رو میلرزونه, حالا اگه سومی بره ...
نمیدونم چرا نمیخواد بفهمه که مرگ حقه هر کسی هست, و گناه من نیست که یکی رفته اون دنیا ...

دست غارتگر سیل
خونه رو ویروونه کرد
پدر پیرم و کشت
مادر و دیوونه کرد...


|Download فاجعه ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 12/9/1386 و ساعت 13:25:35

زندون ... 
بالاخره بارون اومد.

اما حيف که از اين به بعد توی زندون نميتونم بارون رو ببينم, شايد صدای بارون رو بشنوم.

خدا بزرگه, هرچند خيلی ها بر عکس ادعاشون باورش ندارن !!!


|Download زندون ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 2/9/1386 و ساعت 06:20:14

ميلاد ... 
27 آبان 65 اتفاقی افتاد که کاش نمی افتاد, رسوای قصه ی ما تو چنين روزی به دنيايی پا گذاشت که هيچ سازگاری با هم ندارن!!!

به هر حال ...

وقتی هيچ کس نباشه که برای آدم تولد بگيره, آدم خودش مياد تو وبلاگش برای خودش تولد ميگيره

پ.ن1 : بعد از کلی تلاش بالاخره Siavash-GHomayshi.Com رو آماده کردم, حالا تولد من و سايت تو يک روزه

پ.ن2 : هنوز بارون نيومده


|Download ميلاد ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 27/8/1386 و ساعت 22:09:01

پاييز ... 

10 سال پيش ترانه ای شنيدم, برای اولين و آخرين بار, اما انقدر به دلم نشست که حفظش کردم.

امشب بعد از 10 سال در اوج نا اميدی پيداش کردم.

به گوش دادنش می ارزه, خودم الان 2 ساعته دارم مدام گوش ميدم و باز ميخوام تا صبح گوش بدم.


کوچه غمناکه پرستوهای شاد
در غروبی پر ملال و بی صدا
خبر عریونی باغا رو داد
پائیز اومد اینور پرچین باغ
تا بچینه برگو بار شاخه ها
کسی از گلها نمیگیره سراغ...کسی از گلها نمیگیره سراغ

بیا در سوگ دلگیر گل سرخ
بخونیم شعری از دیوان گریه
منو تو زاده ی فصل خزانیم
تو تن پرورده ی دامان گریه

شده ابری تو فضای سینمون
قصه ی بی غم گساری های ما
میدونم پایان نداره بعد از این
غصه ی بی برگ و باری های ما

بیا در سوگ دلگیر گل سرخ
بخونیم شعری از دیوان گریه
منو تو زاده ی فصل خزانیم
تو تن پرورده ی دامان گریه

پائیزه, پائیز عریون
منو تو خسته و گریون
پائیزه, پائیز عریون
منو تو خسته و گریون

مینویسم با دل تنگ
روی گلبرگ شقایق
فصل دل تنگی پائیز
فصل غمگینی عاشق

بیا در سوگ دلگیر گل سرخ
بخونیم شعری از دیوان گریه
منو تو زاده ی فصل خزانیم
تو تن پرورده ی دامان گریه

پائیزه, پائیز عریون
منو تو خسته و گریون
پائیزه, پائیز عریون
منو تو خسته و گریون



|Download پاييز ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 26/8/1386 و ساعت 04:31:33

بارون ... 
پاييز از نيمه هم گذشت, اما هنوز بارون نيومده ...


|Download بارون ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 25/8/1386 و ساعت 04:17:34

افسوس ... 
برای سالها می نويسم

سالعا بعد که تو عاشق ميشوی.

افسوس که قصه ی مادربزرگ راست بود !!!

هميشه يکی بود و يکی نبود ...


|Download افسوس ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 22/8/1386 و ساعت 00:44:24

P.Y 
نمی دانم چرا رفتی
نميدانم چرا
شايد خطا کردم

و تو بی آنکه فکر
غربت چشمان من باشی
نمی دانم کجا
تا کی
برای چه
ولی رفتی

و بعد از رفتنت باران
چه معصومانه ميباريد
و بعد از رفتنت يک
قلب دريايی ترک برداشت
و بعد از رفتنت انگار
کسی فهميد
که من بی تو
هزاران بار
در هر لحظه
خواهم مرد ...


|Download P.Y|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 14/8/1386 و ساعت 00:29:36

پيچک ... 
حالا ديگه تورو داشتن خياله
دل اسير آرزوهای محاله
غبار پشت شيشه ميگه رفتی
ولی هنوز دلم باور نداره

حالا راه تو دوره
دل من چه صبوره
کاشکی بودی و ميديدی
زندگيم چه سوت و کوره

آسمون از غم دوريت
حالا روز و شب ميباره
ديگه تو ذهن خيابون
من و تنها جا ميزاره

خاطره مثل يه پيچک
ميپيچه رو تن خستم
ديگه حرفی که ندارم
دل به خلوت تو بستم

دل به خلوت تو بستم  ...

|Download پيچک ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 12/8/1386 و ساعت 23:55:58

گاه می انديشم ... (سروده ی خودم) 
گاه می انديشم
چه کسی دست تو را
دست غمگين تو را
بربود؟

دست هايم سالهاست
که در اين انديشه
ميکند جان
که چگونه
ميشود گرم نمود
دست سرد خود را
با دست هايت !!!

سروده ی خودم, 29مهر1386

|Download گاه می انديشم ... (سروده ی خودم)|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 30/7/1386 و ساعت 23:30:01

کی اشکاتو پاک ميکنه ؟!؟ 
کی اشکاتو پاک ميکنه
شبا که قصه داری
دست رو موهات کی ميکشه
وقتی منو نداری
شونه ی کی
مرحم هق هقت ميشه دوباره
از کی بهونه ميگيری
شبای بی ستاره


برگ ريزونای پاييز
کی چشم به رات نشسته
از جلو پات جمع ميکنه
برگای زرد و خسته
کی منتظر ميمونه
حتی شبای يلدا
تا خنده رو لبات بياد
شب برسه به فردا


کی از سرود بارون
قصه برات ميسازه
از عاشقی ميخونه
وقتی که راه درازه
کی از ستاره بارون
چشماشو هم ميزاره
نکنه ستاره ای بياد
ياد تورو نياره
نکنه ستاره ای بياد
ياد تورو نياره


|Download کی اشکاتو پاک ميکنه ؟!؟|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 26/7/1386 و ساعت 00:25:06

کازابلانکا !!! 
چند روزه ميخوام بنويسم, اما مغرم از حرکت ايستاده, نميدونم فيلم کازابلانکا رو ديديد يا نه ؟

تو فيلم کازابلانکا ريک از عشقش (الزا) ميگذره تا عشقش (الزا) با همسرش (ويکتور) از چنگال ارتش آلمان فرار کنن !!!

اما تو داستان زندگی رسوا اتفاق جالبی داره ميافته :
اينجا ديگه ريک از عشقش نميگذره, بلکه داره با دستای خودش دستهای الزا رو ميگذاره تو دستای ويکتور !!!

عشق رسيدن به معشوق نيست, عشق رسوندن معشوق به چيزيه که دوست داره !!!


|Download کازابلانکا !!!|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 15/7/1386 و ساعت 23:29:58

خيانت ... 
بعضی وقتها ما انسانها از اعتماد ديگران سو استفاده ميکنيم, اما اون طرف ماجرا چی ميگذره ؟؟؟

ممکنه يکی خيانت رو با خيانت جواب بده !
يکی با خونريزی و جنگ و مرگ !
يکی هم با متانت و گذشت !

اما اين رسوای قصه ی ما خيانت رو به اين زودی ها جواب نميده, ميگذاره درست و حسابی بهش خيانت بشه, بعداً رسوا ميدونه و خدای خودش !!!


پس تا جايی که ميتونی خيانت کن, چون تو خدا نداری و با اين سخن نخواهی ترسيد ...


|Download خيانت ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 10/7/1386 و ساعت 02:18:55

نقاب ... 
چقدر بده آدم احساسش رو لای يک سری القاب مخفی کنه !

بلند شو!!!

تنفرت رو فرياد بزن!!!

يا عشقت رو!!!

مخفی کردن احساس چيزی جز عذاب و يک عمر پشيمونی نداره !

مطمئن باش من احساست رو ميخونم!!!

پس تلاش نکن من رو به بازی بگيری!!!

چون ممکنه به جای تو, من نقابم رو بردارم و ...


|Download نقاب ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 11/6/1386 و ساعت 02:08:31

همدم ... 
روی سکوی کنار پنجره
همه شب جای منه

چند ورق کاغذ و يک دونه قلم
هميشه يار منه

کاغذای خط خطی
از کنار در باز پنجره

می پرن توی کوچه
سر حال از اينکه آزاد شدن

نميدونن که اسير
دل سنگ باد شدن

ديگه بيداری شب عادتمه
همدم سکوت تنهايی من

تيک تيک ساعتمه
تيک تيک ساعتمه


|Download همدم ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 8/6/1386 و ساعت 02:11:26

تو شب سرد زمستون ... 
تو شب سرد زمستون
زير رگبار تگرگ
زير باريدن برف
ته يک کوچه ی بن بست
مادری اونجا نشسته
دستای سردش و بسته
بچش و بغل گرفته
يه دونه دختر خوشگل
زير دستای نحيفش
چشمای درشت مشکی
ضجه های بی امونش
گرفته طاقت مادر
بی امونی های دختر
اشک مادر
راه چاره نيست اما
درد مادر بيش از اين است
درد فقر آتشين است.
دخترک چند روزی ميشه
که حتی غذا نخورده
مگه مادر غذا خورده ؟
***
مادرک راهی نداره
طاقت ديدن نداره
ديدن مرگ عزيزش
ته اون کوچه ی بن بست
يه دونه در قشنگه
به گمونم آدماش هم
دردشون درد قشنگه
درد بی دردی چه زيباست
مادرک چشماش و بست و
پيشونی دختر و بوسيد
توی آخرين نفس ها
تن دردونش و بوئيد
وقت تلخ جدايی شد
حالا مادر نميدونه
دوباره اون رو ميبينه ؟
يا که شايد نمی بينه ؟
درسته توی دلش
دوست داره پيشش بمونه
ولی چاره ای نداره
ديگه اون چيزي نداره
اين جوری خيالش راحت
که ديگه اون نميميره
شايد مادر نميتونه
ديگه دخترو ببينه
ولی شايد دخترش رو
به سرانجام ميرسونه
***
ديگه بسه شک و ترديد
مادرک فکرشو کرده
دخترو ميسپره اونجا
ميسپرش به دست تقدير
به اميد اونهايی که
دردشون درد قشنگ بود
خيلی سخته اين جدايی
مادری سر دوراهی
نشسته گريش ميگيره
اما چاره نميبينه
حالا اون رو ميپيچونه
توی قنداقه ی کهنه
يه دونه عروسکی بود
که مادر براش دوخته بود
اون رو هم ميذاره پيشش
توی قنداقه ی کهنه
حالا ميره و قدمهاش
فاصله ها رو ميسازه
فاصله بيشتر و بيشتر
بين اون دوتا ميفته
***
حالا اينجا
تو شب سرد زمستون
زير رگبار تگرگ
زير باريدن برف
ته يک کوچه ی بن بست
يه دونه قنداق کهنه
يه دونه دختر خوشگل
يه دونه مادر رفته
يه دونه دختر مرده
دخترک از سرما مرده
***
شب بعدش
تو شب سرد زمستون
زير رگبار تگرگ
زير باريدن برف
ته يک کوچه ی بن بست
يه دونه مادر ديگه
پسری به دست تقدير
سرنوشتش رو چگونه
خدا اينجا می نويسه ؟
***
خدايا کاری نکردی
برای دختر خوشگل
برای اون پسر ناز
برای مادر تنها
تو شب سرد زمستون


|Download تو شب سرد زمستون ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 29/5/1386 و ساعت 01:25:21

بازگشت ... 
بعضی وقتها تنهايی
يکی مياد تو تنهاييت, تنهايت رو شريک ميشه
باهات گريه ميکنه, ميخنده, اشک ميريزه, لبخند ميزنه

اما بعدش تنهات ميگذاره و ميره
دوباره تنها ميشی, اما اين دفعه با غم از دست دادن اون بايد شبها رو تا صبح بيدار بشينی و با ستاره ها درد دل کنی.

ولی
ولی

يه دفعه برميگرده, مثل ديشب, حالا اونه که ميخواد با تو باشه
حالا اونه که به تو نياز داره و از تنهاييش حرف ميزنه

پيش خودت تصميم ميگيری که انتقام بگيری ازش و دست رد بزنی تو سينش.

اما رسوابی قصه ی ما اين کار رو نکرد, با کمال ميل دعوتش رو پذيرفت و بار ديگر بهش گفت که :
غمش با من, خوشيش با تو ...

حالا يه فصل جديد تو زندگی رسواترين عاشق شروع شده, از يک طرف رسوا بايد سعی کنه از تجربه های قبل استفاده کنه, از يک طرف هم بايد مراقب باشه تا سعی نکنه انتقام بگيره و يا جبران کنه عذابی رو که کشيده.

براش دعا کنيد ...


|Download بازگشت ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 26/5/1386 و ساعت 19:24:22

تو بزن, تبر بزن ... 
توی تنهایی یک دشت بزرگ
که مثل غربت شب بی انتهاست

یه درخت تن سیاه سربلند
آخرین درخت سبز سر پاست

رو تنش زخمه, ولی زخم تبر
نه یه قلب تیر خورده نه یه اسم

شاخه هاش پر از پر پرنده هاست
کندوی پاک دخیمه و طلسم

چه پرنده ها که تو جاده ی کوچ
مهمون سفره ی سبز اون شدن

چه مسافرا که زیر چتر اون
به تن خستگیشون تبر زدن

تا یه روز تو اومدی بی خستگی
با یه خورجین قدیمی قشنگ

با تو نه سبزه نه آینه بود, نه آب
یه تبر بود با تو با اهرم سنگ


***


اون درخت سربلند پرغرور
که سرش داره به خورشید میرسه منم, منم

اون درخت تن سپرده به تبر
که واسه پرنده ها دلواپسه منم, منم

من صدای سبز خاک سربی ام
صدایی که خنجرش رو به خداست

صدایی که توی بهت شب دشت
نعره ای نیست ولی اوج یک صداست



***


رقص دست نرمت ای تبر به دست
با هجوم تبر گشنه و سخت

آخرین تصویر تلخ بودنه
توی ذهن سبز آخرین درخت

حالا تو شمارش ثانیه هام
کوبه های بی امون تبره

تبری که دشمن همیشه ی
اون درخت محکم و تناوره


***


من به فکر خستگی های پر پرنده هام
تو بزن تبر, بزن

من به فکر غربت مسافرام
آخرین ضربه رو محکم تر بزن

من به فکر خستگی های پر پرنده هام
تو بزن تبر, بزن

من به فکر غربت مسافرام
آخرین ضربه رو محکم تر بزن

من به فکر خستگی های پر پرنده هام
تو بزن تبر, بزن

من به فکر غربت مسافرام
آخرین ضربه رو محکم تر بزن


آخرین ضربه رو محکمتر بزن

آخرین ضربه رو محکمتر بزن


|Download تو بزن, تبر بزن ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 25/5/1386 و ساعت 01:19:59

شب قشنگ ... 
شب قشنگيه
شايد بعد از 6 ماه امشب تونستم لبخند حقيقی بزنم, نه لبخند ظاهری.
از همه ی اونهايی که امروز رو برام قشنگ تر کردن ممنون.
مخصوصاً اونی که بعد از يک سال تاخير آن لاين شد
دقيقاً يک سال بعد, راس همون ساعت.
حالا ميخوام بخوابم, ميشه گفت اولين شب آرامش رسوا, باز هم تو خونه ی پدری
جايی که عشق آغاز شد و رسوا عاشق شد و عاشق رسوا شد ...

خوشحالم. شب همه بخير و شادی

|Download شب قشنگ ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 20/5/1386 و ساعت 03:54:54

با تمام وجود ... 
چرا مهربون ميشی با من ؟
فکر کردی اگر مهربون حرف نزنی کار رو برات انجام نميدم ؟

نه اشتباه نکن, اين منم که بايد چشم بگم, حتی اگر سيلی بخورم.
حتی اگر سيلی بخورم باز هم بر تو لبخند خواهم زد.

مطمئن باش, اگه رسيدی ته خط و هيچ کس کمکت نکرد, بدون يکی منتظر نشسته تا کمکت کنه.

با تمام وجود ...

|Download با تمام وجود ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 18/5/1386 و ساعت 02:02:20

سهم من ... 
کمتر از 24 ساعت تا گرفتن جواب ...

فقط خواستم بگم:
سهم من از بوسه ی باد,
چی بگم ای داد و بيداد,
همه زردی و تباهی,
مردن و رفتن از ياد

|Download سهم من ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 13/5/1386 و ساعت 04:29:32

راه و رسم عاشقی ... 

داغونم.
داغون تر از ديروزی که گذشت.
داغون تر از فردايی که قراره بياد.
شايد تب انتظار باشه.
شايدم به خاطر تنهايی تو خونه ای که هميشه شلوغ بود.
نميدونم چی شده, فقط ميدونم داغونم.

من لياقت عشق رو نداشتم, چه برسه بخوام اسم خودم رو بزارم عاشق.
اما دارم کم کم مطمئن ميشم که رسوايی بيش نيستم.
ولی چرا رسواترين عاشق ؟؟؟

عاشقی شيوه ی رندان بلاکش باشد.

آخه من که به اين زودی دارم مينالم و آه و ناله ميکنم ...

باشه, حالا که قراره عاشق باشم:

ميگم عاشقم ميسوزم تا ابد, اگه راه و رسم عاشقی اينه ...


پ.ن : موقع نوشتن مسافر جاده ی عشق برام فال حافظ گرفت.

خودتون از اين آدرس بخونيد. من هنوز در عجبم. (http://hafez.recent.ir/default.aspx?item=717)



|Download راه و رسم عاشقی ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 11/5/1386 و ساعت 17:23:13

نابخشوده ... 
سلام.
دارم بيستمين پستم رو مينويسم, از خونه, از جايی که اولينش رو نوشتم.
اولش فکرش رو نميکردم که دوباره بعد از 2 سال بتونم وبلاگ بنويسم.
اين پست رو تقديم ميکنم به دوست عزيزم که کست رو به من معرفی کرد و خيلی برام عزيزه.
دوست گلم نابخشوده که اميدوارم يه روزی بخشيده بشه.
از همه ی اونايی که تو اين مدت کنارم بودن صميمانه سپاسگزارم.
مخصوصاً تنهاترين عاشق که اميدوارم به مراد دلش برسه.

راستی برام دعا کنيد, شنبه منتظر جوابم.

|Download نابخشوده ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 11/5/1386 و ساعت 04:13:34

آشفته بازار ... 
ديگه بارون نميباره
اگر چه ابر بسياره
تو که نيستی تو اين خونه
ديگه آشفته بازاره


|Download آشفته بازار ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 8/5/1386 و ساعت 23:58:36

بيا برگرد ... 
حالا ديدی هنوزم مرام و معرفت من ؟؟؟
هنوزم برای آرامش تو حاضرم هرکاری بکنم.
حتی اگر آرامش تو به واسطه ی از دست دادنت باشه.
مطمئن باش ميرم تا آرامش بدست بياری.

اما فقط يه چيز بگم که همه بفهمن من فقط رسوا نيستم, پررو هم هستم:
بيا برگرد ...

|Download بيا برگرد ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 3/5/1386 و ساعت 01:46:17

کاش باران ميباريد (با صدای خودم) 
کاش باران ميباريد
بر تن خسته ی من
بر دل ساده ی من
تا که شايد بتواند
که بشويد
نقش اين خاطره ها را
که چو پتکی
ميزند بر سر من.
***
کاش ميشد
به همين آسانی
نقش يک خاطره را شست
ياد شيرين تو را
در دل کشت.
***
کاش در اين پايانش
تو به من ميگفتی
که چگونه
ميشود خاطره ها را
به همين آسانی
برد ز ياد.
***
برد ز ياد
آن همه ثانيه ها
که تو ميگفتی
که چه ميخواهی.
و زبانم
ميتوانست فقط
به تو گويد چشم.
***
کاش ميشد
که بگويی پاسخ
چشم هايی که گرفتی
امر هايی که نمودی.
من نميخواهم
که بگيرم چشم
بنمايم امر.
***
من فقط ميخواهم
که بدانم
اين من تنها را
تو چرا ما کردی ؟
تو چرا سوزاندی
اين وجودی که خودش ويران بود؟
***
بگذريم
اين مهم بود که من
در پی خواهش تو
از برای رفتن
هيچ جز چشم نگفتم

19/04/138


|Download کاش باران ميباريد (با صدای خودم)|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 28/4/1386 و ساعت 01:22:42

تنهايی رسواترين عاشق ... 
بايد کم کم به نبودنت عادت کنم.
چقدر اتفاقی رفتی.
آخرين لبخندت موقع خداحافظی يادم نميره.
موقع رفتن زيباتر شده بودی.
حالا ديگه فقط رسواترين نيستم, تنهاترين هم هستم.
از اولش هم تنهاترين بودم, تو اومدی تو تنهايی من.
حالا هم رفتی.
طبق عادت هميشگی چيزی جز چشم ندارم که بگم.

فقط بگم که ميمونم منتظر تا قصه باقی


|Download تنهايی رسواترين عاشق ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 20/4/1386 و ساعت 02:21:58

طاقت ... 
خودم هم ميدونم تا 3 روز ديگه طاقت نميارم.
اما مجبورم به خاطر خودمون تحمل کنم.
اين چند ساعت که خيلی سخت گذشت.
خدا کنه هنوز صبر سابق رو داشته باشم.


|Download طاقت ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 18/4/1386 و ساعت 21:07:43

شهر من ... 
حالا بعد از 10 روز
دوباره خونه ام.
دلم برای شهر دوست داشتنيم تنگ شده بود.
الان اينجام.

هيچ کس به جز خودم احساسم رو درک نميکنه.

شايد فردا تو همين شهر برای هميشه رسواترين عاشق دفن بشه و ...


|Download شهر من ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 17/4/1386 و ساعت 03:05:50

مادر ... 
ديروز روز مادر بود.
مادر, کلمه ای که برای بعضی آشنا و برای بعضی مثل من عجيب, حسرت انگيز و غريبه

روز مادر مبارک

پ.ن : امروز از يک دخترک فال فروش يه فال خريدم, بعدش بهم گفت پس عيدی من چی ميشه؟؟؟ دلم براش سوخت, کاش يک روز هم برای اين بچه ها داشتيم.


|Download مادر ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 15/4/1386 و ساعت 19:46:21

غربت ... 
دوری از منزل و تنهايی هم جالبه.
امتحانش کنيد برای يکی دو هفته


|Download غربت ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 12/4/1386 و ساعت 01:25:39

باز هم از عشق ... 
اگر به تعداد قطرات آب درياها,

بار ديگر متولد شوم,

شک نکن که باز هم عاشق تو خواهم شد

!!!


|Download باز هم از عشق ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 8/4/1386 و ساعت 02:13:31

عسل بانو ... 
باز دوباره شب اومد.
يه روشنايی روبروی چشمام
وسط اين همه تاريکی
که دارم توش مينويسم
دارم از تو و برای تو مينويسم
به قول خودت
هر وقت دلت ميگيره ميای اينجا
و بهم سر ميزنی
پس ديگه دوست ندارم اينجا ببينمت
چون نميخوام دلت بگيره
هيچ وقت
حتی اگر به قيمت نديدنت تموم شه
نديدن چشمهای عسليت
ولی ...
  به جای اينکه جفتمون وقت دلتنگی بيايم اينجا؛

سکوت لحظه های تلخ و بشکن
نزار اينجا تک و تنها بمونم


|Download عسل بانو ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 5/4/1386 و ساعت 02:23:35

وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی ... 
قبول کن که گمشده ام بودی.

اگه نبودی هيچ وقت صدات وجودم رو نمی لرزوند.

اگه نبودی شب ها تا صبح به تو فکر نمی کردم.

اگه نبودی الان بعد از رفتنت اين جوری داغون نبودم.

اگه نبودی اين غرور هيچ وقت نمی رفت زير پاهام.

اگه نبودی ...

ولی هستی,

وای بر من, گر تو آن گم کرده ام باشی


|Download وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 31/3/1386 و ساعت 17:38:15

هوای خونه تب داره ... 
قلمم يخ زده
ديگه نميتونم بنويسم.
شايدم دل من يخ زده باشه.
اما دل من خورشيد بود.
شايد تو که رفتی اين جوری شده باشه.

شايد به قول شاعر :

حياط خونه دلگير و
درختا همه خاموشن
به جای کفتر و گنجيشک
کلاغای سياه پوشن

چراغ خونه خوابيده
توی دنيای خاموشی
ديگه ساعت رو طاقچه
شده کارش فراموشی

تو که رفتی
هوای خونه تب داره
داره از در و ديوارش
غم عشق تو ميباره


|Download هوای خونه تب داره ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 30/3/1386 و ساعت 01:38:06

ديگه نيستی ... 
تا کی؟
تا کجا؟

خيلی حرفا باهات داشتم, اما بعد از يک هفته بيداری نميتونم ديگه.
بعد از اين همه خستگی خواب ميتونست لذت بخش باشه, ولی مسلماً کابوسه.

شب بخير


|Download ديگه نيستی ...|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 28/3/1386 و ساعت 03:36:13

سر خاک خودم 

من که تو لاک خودم بودم.

يه عمريه که من مردم.

نميديدی مگه هر رو

سر خاک خودم بودم ؟



|Download سر خاک خودم|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 27/3/1386 و ساعت 03:45:46

بهونه گير 

چی شده ؟
چرا همش برام بهونه مياری ؟
بازم داری تظاهر ميکنی که چيزی نيست.
من که خوب ميشناسمت.
آخه قرار نيست من تاوان اشتباهات ديگران رو پس بدم.
شنيده بودم آش نخورده و دهن سوخته.
اما حالا دارم ميسوزم.
از آشی که حتی قصد خوردنش رو هم نداشتم.
کاش بهم ميگفتی چرا همش بهونه ميگيری و برام تلخی ميکنی.
فقط ميدونم باز هم داری مجازات ديگران رو برای من مينويسی.

ولی با تمام وجود داد ميزنم :

بسوزان هر طريقی می پسندی

که آتش از تو و خاکستر از من



|Download بهونه گير|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 25/3/1386 و ساعت 03:06:49

شوق رفتن 
سخته
خيلی سخته
خيلی سخته تو دوئل نفس گير پيروز بشی,
اما بعد از پيروزی بهت بگن داری ميميری.
هيچ وقت اميدی به پيروزی تو دوئلم نداشتم.
اما حالا در کمال ناباوری برنده شدم.
آرزوی مرگ کردن کار دستم داده.
يک عمر نا اميدانه در آرزوی اومدن مرگ باشی,
حالا که اميد پيدا کردی مرگ پشت در خونت در بزنه.
من دوست ندارم بميرم.
البته
دوست هم ندارم شاهنامم آخرش خوش باشه
اگر پايان همه ی شاهنامه ها خوش بود عبرتی هم برای ما بود ؟
بذار هرکی شاهنامه ی من رو خوند,
يه تصميم بزرگ بگيره:
تصميم بگيره که عاشق نشه.
چون سرنوشت عاشقی رسوايی ميشه.
و سرنوشت رسواترين عاشق مرگ.
اونم مرگی که خودش ميخواست,
ولی الان نميخواد


|Download شوق رفتن|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 24/3/1386 و ساعت 02:51:44

انصاف 

آری
تو آسوده خوابيدی و من با هزاران تشويش بيدار
انصاف تو يعنی اين
انصاف تو يعنی خنده های تو به گريه های من
انصاف تو يعنی قول من به تو برای ساختن بهشت آرزوهات و قسم تو برای جهنم کردن زندگي من
انصاف تو يعنی عشق من در مقابل نفرت تو
انصاف تو يعنی آرامش تو و دلواپسی های من

اما, اما
بازم ميگم:
انصافت رو شکر



|Download انصاف|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 20/3/1386 و ساعت 03:23:51

عشق 
آنگاه که عاشقت شدم
حس ميگردم خوشبخت ترين آدم روي زمينم
آنگاه که بوسه هاي عاشقانه ات را تجربه ميکرديم
کاش ميدانستم اين خوشبختي
بزرگترين بدبختيست
آري
آن زمان که طعم بوسه هايت را ميچشيدم
بايد روزي را ميديدم
که طعم اشک را ميچشم
آن زمان که محو زيباييت ميشدم
بايد روزي را ميديدم
که عادت کنم
به زود خوابيدن
در آرزوی ديدنت در رويا
هرچند وقتی می آيی
دير می آيی و زود ميروی
آن روز که با هم ميخنديديم
بايد روزي را ميديدم
که اشک ميريزم و
و
و
و
و تو مشغول خنديدن با ديگری هستی


|Download عشق|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 13/3/1386 و ساعت 01:49:48

آغاز رسوايی 
نگاهی می کنی ما را
مگه عاشق نديدی تو ؟
يا شايد ديدی و رسواترين عاشق نديدی تو ؟

يا ما مجنونيم و خونه خرابی عالمی داره
يا عشقت مونده و دست از سر ما بر نميداره.

خداييش فرقی هم انگار نداره
يا اگه داره دل رسوای ما بند کرده و بازم گرفتاره.

الهی دل خوشی باشه پناهت
گلای رازقی تن پوش راهت

الهی خوش خبر باشه قناری
بخونه تا خروس خون چشم به راهت

صفای ديدنت ای قصه ی نور
من و با خود ببر تا آخر دور

گلای پيرهنت ياس و اقاقی
بمونم منتظر تا قصه باقی


|Download آغاز رسوايی|
ارسال شده توسط رسواترين عاشق در 28/2/1386 و ساعت 16:57:36


© 2006-2008 PersianCast.com & Cast.ir | All rights reserved
Powered by SiteDepartment | Web Development Services